تاريخ : پنجشنبه 11 فروردین1390 | 6:57 PM | نویسنده : Penertishia

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net                        تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



تاريخ : جمعه 27 دی1392 | 7:38 PM | نویسنده : Penertishia
دوستان عزیز همینجا و در همین پست به دلایل زیادی که باهاشون سرتونو درد نمیارم می خوام ازتون خداحافظی کنم...

از همه دوست هایی که تا الان همراهیم کردن هم ممنونم... دوستون دارم خداحافظ

(از اعظم هم خیلی بدم میاد(صدر اعظم نه سوءتفاهم نشه)... شاید یکی از دلایل این خداحافظی هم اون باشه)



تاريخ : چهارشنبه 27 آذر1392 | 0:15 AM | نویسنده : Penertishia
آموزش یک مدل  بافت موی خیلی زیبا با روبان



تاريخ : یکشنبه 31 شهریور1392 | 11:17 PM | نویسنده : Penertishia

سلام هم وطن !

این منم پسر پرواز ،جنگ زده جنگ نرم ...

سالهای نه چندان دور ،در جنگی تمام عیار هشت سال از کشور خویش دفاع کردیم ،آنجا ،ببخشید آن زمان ،منظورم جنگ ایران و عراق است ،آنجا ٱن زمان آن دوران از گلوله خورده ها و ترکش خورده ها حمایت میشد...

اما من ! جوان این روزهای سرزمین پارس ،مدت هاست گلوله هایی به اعتقادم در حال برخورد است ،ولی کسی از من حمایت نمیکند ،اگر در جنگ امروزی از من حمایت نشود ،فکر کنم تمام جانفشانی های هشت ساله ما هم زیر سوال برود...

انقدر گلوله هایی از جنس افکار منفی با اعتقادم با هدفم و با برنامه های زندگی ام برخورد کرد که آرمشم را از دست دادم ...

خواهش میکنم مرا دریابید ،من جنگ زده ام ،جنگ زده جنگ نرم ...

کاش جایی به نام سازمان حمایت کنندگان از جنگ زدگان جنگ نرم وجود داشت ...

پناهگاه ضد گلوله افکار منفی کجاست ؟

من به آرامش نیاز دارم ...


نوشته ای زیبا از پسر پرواز


تاريخ : دوشنبه 18 شهریور1392 | 7:3 PM | نویسنده : Penertishia
یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره
ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
اینها را هم میشود خورد
این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقاسید علی قاضی تبریزی


به یه ترکه گفتند کتابی بنویس                                                          ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت          او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب یازده جلدی نوشت                این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود             

یه روز یه ترکـــه میره جبهه
بعد از یه مدت فرمانده میشه
یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش
جواب میده کدوم داداشم؟
اینجا همه داداش من هستن
اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد
اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری
 


تاريخ : شنبه 2 شهریور1392 | 9:31 AM | نویسنده : Penertishia

باور اینکه بیگانه‌ها به اعماق اقیانوس هم رفت‌وآمد داشته و این طرح عجیب را خلق کرده باشند، ساده نیست؛ اما فکر می‌کنید چه موجود زمینی توانسته این سازه زیبای را که قطر آن به 2 متر می‌رسد، خلق کند و از ساخت آن چه هدفی داشته است؟

به گزارش نشنال جئوگرافیک، غواصان اولین‌بار حدود 20 سال پیش با این دوایر متحدالمرکز مرموز در نزدیکی جزیره‌ای در ژاپن آشنا شدند؛ اما تا به حال کسی نمی‌دانست معمار هنرمندی که این سازه‌های زیردریایی را درست می‌کند،چیست.

گروه اینترنتی خورشید

اکنون محققان کشف کرده‌اند که این دوایر در حقیقت لانه‌ای هستند که توسط ماهی نر گونه تازه‌ای از ماهی بادکنکی Torquigener در دریاها و به منظور جلب‌توجه ماهی بادکنکی ماده ساخته می‌شوند. آنها می‌گویند این ماهی کوچک که تنها 13 سانتی‌متر طول دارد، حدود 10 روز را صرف ساخت این لانه و تزئین آن می‌کند تا ماهی ماده را تشویق به تخم‌ریزی در لانه خود کند.

هنر غریزی

ماهی نر که حدود 13 سانتی‌متر طول دارد از بدن و باله‌های خود خود برای به وجود آوردن پستی‌ها و بلندی‌ها در بستر ماسه‌ای اقیانوس استفاده می کند. او مرکز دایره‌ها را جایی انتخاب می‌کند که ماسه نرم و دانه‌ریزی داشته باشد. او برای خلق شاهکارش ابتدا مستقیما به سمت مرکز حلقه‌ها شنا می‌کند و سپس شروع به گردش به دور حلقه مرکزی خواهد کرد.

گروه اینترنتی خورشید

او پیش از اینکه ماهی ماده از راه برسد، الگوهای بی‌نظم و عجیبی را روی شن‌های نرم مرکزی لانه ترسیم می‌کند و مناطق برجسته‌ تشکیل‌دهنده حلقه‌ها را با صدف و تکه‌های مرجان تزئین خواهد کرد.

با نزدیک‌شدن ماهی ماده به لانه، ماهی نر شروع به برهم‌زدن شن‌های نرم میانی لانه می‌کند تا توجه او را جلب کند. ماهی ماده اگر لانه و معمار آن را بپذیرد، در مرکز این دایره‌های عجیب تخم‌ریزی کرده و مراقبت از تخم‌ها را به ماهی نر می‌سپارد.

محققان هنوز نمی‌دانند معیارهای ماهی ماده برای انتخاب لانه چیست. آنها حدس می‌زنند طرح‌های ایجاد شده در ماسه نرم میانی، تزئینات لانه، ابعاد آن و شاید تقارن دایره‌ها در انتخاب محل تخم‌ریزی مؤثر باشد. از سوی دیگر کار ساختن این لانه زمان‌بر است و بزرگ‌تر بودن آن می‌تواند نشانه ساخته‌شدن توسط نر قدرتمندتری باشد.

بهترین پدر دنیا

ماهی ماده پس از تخم‌ریزی لانه را ترک می‌کند و وظیفه مراقبت از تخم‌ها را هم به عهده ماهی نر می‌گذارد. ماهی نر حدود 6 روز باید در لانه بماند تا ماهی‌های کوچک سر از تخم دربیاروند.

با تولد ماهی‌های کوچک، ماهی نر هم لانه را ترک می‌کند تا جایی همان نزدیکی‌ها به دنبال دانه‌های شن نرم بگردد و ساخت یک لانه تازه را آغاز کند. محققان می‌گویند ماهی نر تمامی شن‌های نرم اطراف لانه را برای معماری آن به کار گرفته و برای ساختن یک لانه تازه باید بخش دیگری از بستر شنی را جستجو کند تا بتواند کار داوطلبانه خود را از نو آغاز کند.

منبع:www.ali7289.blogfa.com

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من نوشت:

فوق العادس...  فبای الائ ربکما تکذبان

- میبینی تورو خدا! دیگه ماهی هام دنبال خونه و... شدن.آخه چرا؟! عجب دنیایی شده...

- به این میگن پدر نمونه!



تاريخ : سه شنبه 29 مرداد1392 | 10:25 AM | نویسنده : Penertishia
وضعیت داداشم وقتی میخایم از خونه بریم بیرون....!  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز




تاريخ : دوشنبه 28 مرداد1392 | 9:41 PM | نویسنده : Penertishia

پسر گرسنه اش بود

شتابان به طرف یخچال رفت...

در یخچال را باز کرد

عرق شرم بر پیشانی پدر نشست...

پسرک این را می دانست

دست برد و بطری آب را برداشت

کمی آب در لیوان ریخت...

صدایش را بلند کرد و گفت:

" چقدر تشنه بودم..."

و پدر این را دانست که پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده...




تاريخ : دوشنبه 28 مرداد1392 | 11:57 AM | نویسنده : Penertishia
آخییییییییییی
چه باحاله. انقدر دوس دارم یاد بگیرم از اینا درست کنم

ترول های متحرک 928 1



تاريخ : دوشنبه 28 مرداد1392 | 10:22 AM | نویسنده : Penertishia

مردی که با خانومش مثل یک پرنسس رفتار میکنه

.

.

.

.

ثابت میکنه که تو دستای یک ملکه بزرگ شده





تاريخ : چهارشنبه 5 تیر1392 | 12:9 PM | نویسنده : Penertishia
ناشنوا باش!

وقتی همه از محال بورن آرزوهایت سخن می گویند. 




تاريخ : چهارشنبه 5 تیر1392 | 11:57 AM | نویسنده : Penertishia

به جرئت میگم که دوست داشتم پسرباشم

خوشبحالت تو میتونی هروقت دلت گرفت بری بیرون اما من به خاطر مزاحمت های تو نمیتونم

خوشبحالت تومیتونی راحت خیانت کنی اما من دلم نمیاد

خوشبحالت تومیتونی هرکار دلت خواست بکنی اما من برام عیبه

خوشبحالت تودلت از سنگه اما من برای کوچکترین مسئله غصه میخورم

خوشبحالت تو هیچ وقت دردای منو نکشیدی اما من به خاطر تو دردای زیادی کشیدم

خوشبحالت خوشبحالت........................به خاطر تمام ازادیت



تاريخ : چهارشنبه 22 خرداد1392 | 10:5 PM | نویسنده : Penertishia
نمی دونم واسه شما هم پیش اومده یا نه...

بعضی وقتها هست که اوضاع یجور دیگه میشه

یجور که اصلا منطقی نیست!

تو مطمئنی که حرفت حرف حسابه...

میدونی که بقیه هم آدمای منطقی هستن..

ولی هر چی سعی میکنی، در کمال ناباوری بقیه اون چیزای ناحساب رو قبول دارن

واقعا خنده داره!

همیشه تو فیلما این شرایط واسه کسی پیش میومد میگفتم بابا این که واضحه باید فلان کارو کرد چرا اینا دارن اینقدر میپیچوننش؟!! 

کم کم دارم میفهمم

هر چی بیشتر تلاش می کنی که به بقیه حقیقت رو بفهمونی اوضاع بدتر میشه و همه هم از حقیقت دورتر!

واقعا غم انگیزه... و مقادیر زیادی هم لج درار! 

واقعا چرا اینجوریه؟؟!!!

چراهر چی بیشتر تلاش میکنی اوضاع بدتر میشه؟

یکی میگف با گذشت زمان همه چی حل میشه... ولی به نظرم گذشت زمان فقط صورت مساله رو پاک میکنه

یعنی باید بعضی وقتا بذاریم صورت مساله پاک شه؟

گاش! ایتس رییلی کنفیوزینگ...



تاريخ : یکشنبه 19 خرداد1392 | 6:46 PM | نویسنده : Penertishia

ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار

آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند

و روزی آن را با تو تسویه میکنند!

آنا گاوالدا



تاريخ : دوشنبه 6 خرداد1392 | 11:48 PM | نویسنده : Penertishia
شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر

شخصیت من چیزیه که من هستم،

اما برخورد من بستگی داره به این که "تو" کی باشی...





تاريخ : شنبه 4 خرداد1392 | 3:15 PM | نویسنده : Penertishia

مهم نیست چـــقدر بالایی

مهـــم اینه که اون بالا “لاشـــخوری” یا “عقــــــــاب” … !



تاريخ : دوشنبه 30 اردیبهشت1392 | 0:10 AM | نویسنده : Penertishia
نمی دونم شما به اشعار حافظ اعتقاد دارین یا نه...

قبلا واسه من فرقی نمیکرد و در واقع زیاد هم بهش معتقد نبودم...

اما با ماجراهایی که در سال های اخیر واسه دوستام و خودم افتاد الان بهش شدیدا معتقدم و نمیدونم ولی فکر می کنم واقعا اینا یه معجزست! 

می دونین من که می گم شاید چون خیلی به خدا و قرآن نزدیک بوده این لطف خدا نصیبش شده! انی وی الان هر چند وقت بهش سری می زنم و از خودم و خودش احوالی می پرسم...

فال اوضاع و احوال این روزامو خیلی دوست داشتمو مقادیر زیادی خیالم رو راحت کرد  

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست                    می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهد فروشان گرانجان بگذشت                               وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

باده نوشی که در او رو و ریایی نبود                              بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق                                  آنکه او عالم سر است به این حال گواست

فرض ایزد بگداریم و به کس بد نکنیم                             و آنچه گویند روانیست نگوییم رواست




تاريخ : سه شنبه 24 اردیبهشت1392 | 4:49 PM | نویسنده : Penertishia
کثیف بودن بعضی آدما زیاد اذیتم نمی کنه

اما بعضیا خیلی پاکن

این که خیلی از اینا گیر اون کثیفا میفتن اعصابمو خورد میکنه...



تاريخ : دوشنبه 9 اردیبهشت1392 | 4:18 PM | نویسنده : Penertishia
صدای کلنگ و تیشه

گاهی هم دریل

چه خوشحالم....تورو دارم.... ای جوووووووووونم!

و من که دوباره شروع می کنم

 Oxford and Ehrman make a valiant attempt to bring some sense to these studies by...l

بیه بیه بیه... و یه یه پرچم سیاه که آروم بالا اومده و تو هوا به رقص در میاد

صدای پرزدن کبوترا که از رو دیوار بلند میشن

بیشتر...لعنتی بیشتر تمرکز کن! 

Oxford and Ehrman make a valiant attempt ...

خنده ی بناهای همسایه

سعید زیاد ترش کن!

چین چین چینه چینه.... دلبرم شیرینه...

اومد؟...حالا چی؟....درست شد؟...

Oxford and Ehrman make a valiant attempt to bring...

توییت توییت اس ام اس!

پونه پونه گل من...

و من که همچنان سعی می کنم درس بخونم... 


برچسب‌ها: مطالعه

تاريخ : جمعه 16 فروردین1392 | 2:57 PM | نویسنده : Penertishia
  My Darling,
   I've read it over and over and I love it
 Thanks


تاريخ : یکشنبه 20 اسفند1391 | 10:50 PM | نویسنده : Penertishia

،My Love

With each year I'll love you more

Remember that your best years are still ahead of you and I'll be there for every up and downl

M!SS-S


21p53d9j0buhtwe90xan.jpg




تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند1391 | 11:55 PM | نویسنده : Penertishia
من نوشت:

1- فکر کنم خیلی زیادی busy شدم. از کلی از کارا و هابی های قدیمیم حسابی غافل شدم. مثل همین وب... 

2- و بازم فصل خونه تکونی ها و... غر زدن باباهاو از زیر کار در رفتن بچه ها و تلاش مامانا و کل کل کردنا و همکاری خانواده ها با هم.... و البته یه خونه ی تمیز! 

 باور کنین زندگی همینه! خوشبختی یعنی همین لحظه های ساده ی باهم بودن. اگه الان از ثانیه ثانیش لذت نبریم ضرر بزرگی کردیم... یه جایی یه متنی خوندم که واقعا آی اپنینگ بود... 

کلا میگفت: همین لحظه، همین سن و همین تاریخ فقط و فقط یک بار در دنیا اتفاق می افته و اگه از دستش بدی دیگه به هیچ قیمتی و با هیچ ثروتی نمیتونی دوباره بدستش بیاری... بیاین طوری ازش استفاده کنیم که بعدها حسرت از دست دادنشو نخوریم بلکه با افتخار به عقب برگردیم و از مرور اون خاطرات لذت ببریم.

3- برف سنگینی میباره. آدم نمی دونه خوشحال باشه یا ناراحت!

آخه درختا پر از شکوفه ن. می ترسم همشون یخ بزنن. خدایا کمکشون کن این دو روزو بخیر بگذره.   از طرفی هم میگفتن اگه ننباره تابستون سخت و گرمی رو در پیش خواهیم داشت. 

4- از بعد از ظهره به خاطر برف جاده ها بسته ست. گفتن شاید فردا باز بشه. وای خدای من ما اینجا گیر افتادیم!  خوبه این هفته دانشگاه نداشتم...  تا الان حدود 5 cm رو زمین برف نشسته.طفلکیا درختای تو حیاط کاملا کج شدن.حالا تا صبح هی باید تکونشون بدم برفاش بریزه 

5- بازم روز درختکاری گذشت و من... عوضش بابا حدود 100 تا نهال کاشت

6- برای چهارمین بار باید برای 250 نفر فرم درصد قبولی دی ماه پر کنیم. اداره ست داریم؟؟؟ 

7- مبارک باشه!  (واسه ندا جون )

8-  کارای مدرسه کیلینگ می... فاینالی! 

9- هنو خریدای عیدم تموم نشده  (خرید عید یکی از حس های خوبیه که آدمو یاد دنیای بی دغدغه بچگی میندازه... آی وود نور میس ایت! )

9- من یه هلی کوپتر می خوام ... و دیگر هیچ! 



تاريخ : چهارشنبه 2 اسفند1391 | 2:45 PM | نویسنده : Penertishia
واااااای که چقدر این کارتونو دوس دارم. عاشق تمام شخصیتاشم مخوصا اسبه!

پیشنهاد می کنم حتما ببینیدش




تاريخ : شنبه 14 بهمن1391 | 11:5 PM | نویسنده : Penertishia

خیلی وقت ها مهمترین حرف میان دو نفر، همانی است که هرگز به هم نمی گویند.




تاريخ : دوشنبه 2 بهمن1391 | 8:3 PM | نویسنده : Penertishia

قوی ترین آدم ها،

 همیشه کسانی نیستند که پیروز می شوند،

بلکه آنهایی هستند که وقتی می بازند،

تسلیم نمی شوند.

قوی باش دوست من 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



تاريخ : یکشنبه 28 آبان1391 | 9:32 PM | نویسنده : Penertishia

                               الان هیچی نمیگم. فعلا فقط حکایتو داشته باشین... شکلک های ِ هلن


می گن زمانای قدیم یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟ 


ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره. با عدالت آسمونی تقسیم کن 

ملا 8 تا گردو می ده به اولی 2 تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی 

بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟ 
smile emoticon kolobok

ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده!!!!

من نوشت:

*     (تا یه مدت پس از خوندن حکایت همینجوری بودم...!) 

*  خداییش تاحالا اینقدر قانع نشده بودم!

* میدونم همه کارای خدا با حکمته (و خیییلی وقتا هم در زندگیم بهش رسیدم و شدیدا بهش معتقدم) ولی  واقعا بعضی چیزارو آدم میمونه که چطوری توجیه کنه ... 



تاريخ : شنبه 27 آبان1391 | 9:16 PM | نویسنده : Penertishia


   SOOO ARE YOU CREATIVE ?l



تاريخ : یکشنبه 21 آبان1391 | 11:28 AM | نویسنده : Penertishia

وقتی کسی رو که دوست داری تماشا میکنی و اون حواسش نیست 

از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت را میدهد (آقای مرربون!) 


وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن که من در آوردی درستش کردی

وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير
 زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد   


از خیابان که ردمیشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستدو باخوشرویی اشاره میکند که رد شوی 

در گرفتاری کارهای اداری کارمندی را میبینی که با حوصله و خوشرویی کارت را انجام میدهد

وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده است(مخصوصا اگه استاد باشه) 

صفحه پیام هایت را باز میکنی و میبینی که از او ایمیلی داری 

وقتی ازترس خواب ماندن و دیر رسیدناز خواب میپری و ناگهان به یاد میاوری امروز تعطیل است  


لحظه راه افتادن برای سفری که منتظرش بودی

وقتی علیرغم تمام گرفتاری ها روز تولدت رو فراموش نکرده 

هر دو هم زمان یک حرفی را میزنید و بعد میگویید (چه با هم ) و میخندید

کارش را رها میکند و با حوصله به درد دلت گوش میدهد 


در خیابان از جایی میگذری که خاطره ای دور اما شیرین با خود دارد شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے


دیدن اولین قطرات باران روی شیشه خاک گرفته ماشین


خسته و گرسنه به خانه میرسی و غذایی که دوست داری را در یخچال میبینی


وقتی او را میخندانیشِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے


دیدن یه سریال  با کسی که دوستش داری  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

لذت خوردن یه فنجون چایی داغ وقتی از سرما نوک دماغت یخ زده 


وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

پیدا کردن جای پارک در جایی شلوغ

تماشای بچه کوچکی که با عروسک هایش بازی میکند و با آنها حرف میزند 


هدیه ای که تو برایش خریده ای پوشیده است شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند 


مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است 


اس ام اس میزند که برنامه محبوبت شروع شده برو ببین تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


فوت کردن  قاصدک   شکلکْ هآے خآنومے

وقتی تو رو میرسونه  و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته 


صدایش کنی و بگوید ...... جــــــــــــــــــــــانم 

صبح زود خیابان از باران دیشب هنوز خیس است


صدای  ترد برف زیر کفش هایت 

ترکاندن  حباب های نایلون های حباب دار شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے


پا برهنه  راه رفتن روی چمن  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


بوی  زعفرون روی برنج ایرونی

برنامه ریزی  برای غافلگیری تولد یک دوست 

روبروی دریا ایستاده ای  ناگهان موج کوچکی آرام میرسد به پایت 

آب دادن   به گلدان ها ودیدن جوانه های تازه 


باران  نیمه شب تابستان 


لحظه  بیدار شدن از خوابی بدشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے


پیچ آخر جاده  و سوسوی چراغ های شهر

وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد 

صبجانه روز تعطیل 

بارها و بارها گوش دادن به آهنگی که او برایت فرستاده شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

هوای توی گل فروشی 


بوی  نارنگی نوبرانه  

کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی 


وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد 


آخر شب که همه خوابند ... آرامش و سکوت

صدای تنفس منظم و با آرامش  کسانی را که دوست داری..... در خواب





تاريخ : یکشنبه 14 آبان1391 | 8:52 PM | نویسنده : Penertishia

اگه این جمله رو شنیده باشی حقیقتا یک دهه شصتی هستی

.

.

.

.

.

.

از اینترنت بیا بیرون، میخوام یه تلفن بزنم...! pardon.gif



تاريخ : دوشنبه 8 آبان1391 | 9:42 PM | نویسنده : Penertishia

Coordinators provide connection between equal ideas.

(and, but, or, nor, so, for, yet)

    Examples:

    Mom and Dad

    red or green

    She stayed, but he left.

Subordinators provide connection between unequal ideas.

(because, although, when, while, if, as, since, whenever, wherever…)

Example:

He didn’t go to work because he was sick.

Although John was unhappy, he still smiled.

Sentence Connectors provide connection between large groups of ideas/sentences. (usually paragraphs)

(therefore, otherwise, thus, in conclusion, furthermore…)

ME: I have to confess that I really can not handle foolish Grammar stuff!l



  • جوک خفن
  • گوف